|
سربندهای فراموش شده... |
[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 18:33 ] [ مهران مخلص آبادی ]
[ ]
هرکه بی ولی باشد،عاقبت سیه بخت است پیمودن راه حق،بی امـــــر ولی سخت است انقلابمان هرگــــز، منحــــــــــرف نخواهد شد تا سیدعلی باشــــد، ما خیالمان تخت است [ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 13:37 ] [ مهران مخلص آبادی ]
[ ]
ما همان نسل جوانیم که باور کردیم در ره عشق جگر دار تر از هر مردیم هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم
[ شنبه دوازدهم شهریور 1390 ] [ 12:21 ] [ مهران مخلص آبادی ]
[ ]
یا مقلب القلوب و الابصار سال نو آمد و نیامد یار یا مدبر اللیل و النهار بی حضورش چه اشتیاق بهار یا محول و الاحوال منتهی کن فراق را به وصال حول حالنا الی احسن الحال به امید فرج همین امسال
عید است ولی بدون او غم داریم عاشق شده ایم و عشق را کم داریم ای کاش که این عید ظهورش برسد اینگونه هزار عید با هم داریم اللهم عجل لولیک الفرج
گلها همه با اذن تو برخواسته اند از بهر ظهور تو خود آراسته اند مردم همه در لحظه تحویل حتما اول فرج تو از خدا خواسته اند
سال ۹۰ با تمام ادعاهاش رفیق نیمه راه از آب در اومد امیدوارم سال 9۱ مثل اجدادش نارفیق نباشه و با ظهور آقا رفاقت خودش رو ابدی كنه...
چهار دعای برتر لحظه تحویل سال اول دعا برای ظهور آن بی مثال دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال سوم رسیدن ما به قله های کمال چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو بر همه ولایت مداران مبارک باد.... برچسبها: اللهم عجل لولیک الفرج [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 23:3 ] [ مهران مخلص آبادی ]
[ ]
فرمانده گردان مالک اشتر سردار شهید مصطفی صفائیبگذارید پسرم بداند، چرا عکس پدرش را بزرگ کرده اند. چرا مادرش، دیگر نخواهد خندید. چرا گونه های مادر بزرگش، همیشه خیس است؟ و چرا پدر بزرگش، عصا به دست گرفته؟ چرا عمو هایش بیش از پیش به او توجه دارند، و چرا پدرش، دیگر به خانه برنمی گردد. به پسرم واقعیت را بگوئید، می خواهم پسرم دشمن را بشناسد. مظلومیت را بشناسد. می خواهم پسرم هر روز کنار دیوار اتاق باشد. هر روز شناسنامه اش را ورق بزند. هر روز فانسقه ی پدرش را ببندد. هر روز پوتین پدرش را امتحان کند. هر روز با قمقمه ی پدرش آب بخورد. و هر روز بی تاب روزی دیگر باشد، و قدم در راهی بگذارد، که پدرش با لبخندی غرور آفرین، چشم انتظار، دیدار حماسی اوست. به پسرم دروغ نگوئید، به پسرم دروغ نگوئید... به پسرم دروغ نگوئید. نمی خواهم ایمان پسرم قربانی نیرنگ جهان خواران باشد. بگذارید پسرم به جای توپ، نارنجک را بیاموزد. به جای زمزمه، فریاد مبارزه را بیاموزد. به جای ترانه و موسیقی سرود مبارزه را بیاموزد. به پسرم دروغ نگوئید... به پسرم دروغ نگوئید....... |
||
|
براساس آموزههای دینی، یکی از سنتهای الهی در جهان این است که هر پدیده، میباید به صورت قاعده مند از راه فراهم آمدن شرایط و مقدمات آن به وجود آید. این اصل، در روایات این گونه بیان شده است: «أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لکل شئ سبباً؛ خداوند امتناع دارد از اینکه امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد» (مازندرانی، 1421: ج8، ص210).
|
|||